خرید بک لینک
کرونا کرونا زندگی ما رو که دگرگون کرده. پدر و مادرم هر دو پیر با یه دو جین بیماری بهمراه خواهر مریضم که سیستم ایمنی ضعیفی داره. شاید کمتر خونه ای مثل ما توش پروتکل بهداشتی اجرا بشه. شهر کوچیک ما هم امادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: جمعه 23 خرداد 1399 ساعت: 15:31

خب سال 99 هم اومد. وقتی از بزرگترا می شنیدم سال ها عین برق و باد میگذره پیش خودم میگفتم چی داره میگه این. ولی خبر بد اینه واقعا سال ها مثل برق و باد میگذرن و باید اعلام کنم تنها چیزی هم که ازشون داره ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:04

دیشب وبلاگ رو بالا پائین کردم. دیدم اوه شت دو هفته دیگه وبلاگ میشه 7 فاکین ساله. خیلی بنظر میاد. ولی یه نکته جالب هست. تقریبا تمام حس و فکری که موقع نوشتن پست ها رو داشتم یادمه. بعضی ها رو یادم رفته وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:04

تورق + وبلاگ, امروز دیر از خواب بلند شدم. رفتم بیرون یکی دوتا کار انجام دادم و اومدم خونه دوباره. حوصله نداشتم. یه سرگیجه خفیف هم بود. لپتاپ و روشن کردم و شروع به وبگردی و توییتر گردی. یهویی یاد لافادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:51

بدهکاری باز هم این حس عذاب وجدان منو کشوند اینجا. عذاب وجدان از اینکه این وبلاگ داره خاک میخوره. احساس میکنم به این وبلاگ بدهی دارم. اندازه دو سه سالی که رهایش کردم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 18:20

دهه بیست زندگی خب سی و یک ساله هم شدم. اتفاق خاصی نیفتاد و فقط سی و یک ساله شدم. یک مطلبی خواندم که روحیه سی ساله هایی که هیچ گهی در زندگی نشده اند را افزایش می دهد. " 20 تا 30 سنین ازمون و خطا است. سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 22:52

غروب جمعه بعد از سه روز تعطیلی فردا شنبه است. غروب جمعه ای که ادم حموم نرفته باشه. از خونه بیرون هم نشده. ساعت ها وبگردی هم کرده و تازه هوا ابری هم باشه خیلی دلگیرهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 22:52

آدم های خوب چندین نفر امسال بهم گفتند آدم خوبی هستم. بدترین توهینی که میشه به یک انسان در کشوری مثل ایران کرد همین عبارت " خیلی ادم خوبی هستی " است. در واقع یعنی آدم خری هستی بهمون سواری مجانی میدیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 22:52

کانال تلگرام من خب بالاخره کانال تلگرام هم زدیم. کم کم پست های قدیمی را منتقل میکنم به اونجا. البته معنیش این نیست که وبلاگ تعطیل میشه. نه فقط کانال زدیم ببینیم کانال را چگونه حالی است. هنوز به وبلاگ وفادارم. https://t.me/SaeedDiaryادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: دوشنبه 24 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:21

97 سال 97 هم آمد. سه سال تا قرن جدید، من در آستانه 31 سالگی. پ.ن : فعالیتم در وبلاگ انقدر کم شده است که مطلب فروردین سال گذشته با فروردین امسال در یک صفحه است ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: دوشنبه 24 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:21

میخوام کانال بزنم.

شدیدا ذهنم برای نوشتن کند شده. چند بار نوشتم پاکش کردم و بعد مدتی دوباره همین کار. چی ذهنو تیز میکنه؟

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 18:48

سال 1412 الان که این مطلب می نویسم اینترنت پر شده از تصاویر و ویدئو های زنده از خورشید گرفتگی کامل امریکا. یادمه حدودای 18 -19 سال پیش تو ایران هم خورشید گرفتگی کامل داشتیم. و اتفاقا یکی از روستاهای بردسیر در مسیر رویت خورشید گرفتگی کامل بود. حدودا 120 کیلومتر تا بردسیر فاصله داشتیم. متاسفانه نرفتیم اونم بخاطر ترسی که تلویزیون از ضرر نگاه کردن به خورشید می گفت. یادمه چند روز بعدش شایعه هایی بود کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 23:52

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: اندوه,سالگی, نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 23:52

چهار ردیف عقب تر چند هفته پیش به همراه خواهرم راهی تهران شدیم. برای همون درد قدیمی، دردی به قدمت سی و شش سال. وقتی وارد هواپیما شدیم. چشمم به کسی افتاد که چند سال ندیده بودمش. آخرین بار که دیدمش جلوی در اتاق استادش بود. اون آخرین باری بود که دیدمش. تا حالا چند بار پیش اومده که گفتم این دیگه اخریه وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 19:00

از صدای خیار خوردن کسی عصبی میشین؟ از صدای چایی خوردن چی؟ باید بگم مرض از خودتونه. منم همین جوریم. مرض از خودمونه

برچسب: نویسنده: مریم محمدپور تاريخ: شنبه 2 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:03

صفحه بندی